بزرگ بن شهريار الرامهرمزي ( مترجم : محمد ملك زاده )
91
عجائب الهند بره وبحره ( عجايب هند ) ( فارسى )
[ داستان شمارهء ] : 64 يكى از شومترين و خطرناكترين درياها كه به ندرت مىتوان از آن به سلامت گذشت درياى اغباب سرنديب است كه سيصد فرسنگ طول آن مىباشد در ميان اين دريا تعداد زيادى تمساح وجود دارد و ساحل آن نيز كنام پلنگان درنده مىباشد و نيز بر سطح آن كشتىهاى راهزنان آدمخوار رفت و آمد دارند كه شريرترين مخلوق روى زمين بوده و مانند آنها در هيچ نقطهاى وجود ندارد . مسافرينى كه در اين دريا عبور مىكنند و گرفتار دزدان دريا مىشوند كشتى آنان ضبط و اهل كشتى خوراك آدمخواران مىگردند . و اگر كشتىاى غرق شود تمام اهل كشتى طعمهء تمساحهاى درنده مىشوند و چنان كه كشتى در نزديكى ساحل بشكند و مسافرين جان خود را به سلامت به ساحل برسانند نصيب پلنگهاى درندهء ساحل گشته و در ساعت اول ورود به خشكى قطعات بدن آنها در شكم پلنگها جاى مىگيرد . [ داستان شمارهء ] : 65 يكى از داستانهاى هندى كه حاكى از عادات و سنن عجيبهء آنها مىباشد داستانى است كه از حسن بن عمرو شنيدهام و او نيز از پيرمردى كه به عادات و رسوم هند آشنا بوده ، شنيده و آن اين است كه يكى از پادشاهان بزرگ هند روزى مشغول صرف طعام بود و در برابر او طوطىاى در قفس جاى داشت . شاه به طوطى گفت : بيا با من غذا بخور . طوطى جواب داد من از گربه مىترسم . شاه گفت : من ( بلا و جر ) تو خواهم بود اين لفظ به زبان هندى يعنى من هم خود را شريك سرنوشت تو خواهم